ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

118

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

امية مع كثرتهم في الدنيا أحد يعبأ به ، ثمّ انظركم كان في أهل هذا البيت من أكابر العلماء و الزهّاد كالباقر و الصادق و الكاظم و الرضا عليهم السّلام و النفس الزكية و أمثالهم . انتهى عين عبارة الرازي و القسطلاني « 1 » . يعنى : به حسب نزول و معنى مراد از كوثر اولاد آن حضرت تا قيامت‌اند ، چه اين سوره در ردّ آنانى نازل شده كه آن حضرت را عار و عيب و ذم مىكردند به عدم اولاد و به قطع نسل او ، پس معنى آن اين شد كه زودتر تو را عطا مىكند نسلى را كه همهء آنها باقى مىمانند در دنيا به مرور شهور و دهور . پس بنگر و به تأمّل نظر كن كه چه‌قدر و به چه كثرت اهل بيت اين نبى مىباشد ، با ثبوت آن‌كه به چه كثرت سادات از اهل بيت اين پيغمبر در ازمنهء سلاطين ظلمهء امويه و عبّاسيه و غير ايشان به قتل رسيدند ، باز هم عالم به فضل اللّه از اينها مشحون و ممتلىء است ، و باقى نماند از بنى اميه و از دشمنان و طاعنان ايشان مع كثرت آنها در دنيا يكى واحدى كه به او عيب و ذم و اعتبار كرده مىشد . پس به تأمّل نظر در خانهء اهل بيت بكن كه از اكابر علما و زهّاد اينها چون حضرت باقر و صادق و كاظم و رضا عليهم السّلام و نفس زكيه « 2 » ، و امثال اينها ، به چه كثرت و عدد به ظهور آمدند و مىآيند ، تعداد و كثرت آنها غير اللّه احدى نمىداند ، لهذا اهل اسلام زين العابدين عليه السّلام را آدم ثالث ناميدند ، چه در قتل امويه به غير او از اولاد رسول احدى به اتّفاق باقى نمانده ، هل هذا إلّا إجراء وعد

--> ( 1 ) تفسير فخر رازى 32 : 124 ، تفسير نيشابورى مطبوع در حاشيه تفسير طبرى 30 : 175 . ( 2 ) مراد از نفس زكيه : محمّد نفس زكيه بن عبد اللّه محض بن حسن مثنّى بن حسن بن على بن أبى طالب است .